السيد مرتضى العسكري ( كوشش دشتى )

34

سقيفه ( بررسى نحوه شكل گيرى حكومت پس از رحلت پيامبر ) ( فارسى )

بيعت كرد و موجب خلافت او شد ، به او فرموده بود : « و اللّه ما ولّيت عثمان الّا ليردّ الامر اليك » . يعنى به خدا قسم ، تو عثمان را به خلافت نرساندى مگر كه ( روزى ) او نيز خلافت را به تو باز سپارد « 1 » . و امّا ميل عمر به خلافت معاويه را ، پس از اين ، در بخش مربوط به معاويه در زمان عمر مورد بحث قرار خواهيم داد . و در اينجا به ذكر اين نكته اكتفا مىكنيم كه اصولا عمر مىخواست خلافت در قريش باشد ولى به بنى هاشم نرسد . و او و يارانش ، نه تنها در زمان خودشان ، بلكه براى بعد از خودشان نيز نمىخواستند كه بنى هاشم به حكومت برسند « 2 » .

--> ( 1 ) . تاريخ طبرى 3 / 297 در ذكر حوادث سال 23 ه ؛ ابن اثير 3 / 37 . ( 2 ) . تفصيل اين بحث را در همين كتاب ، تحت عنوان حكومت در زمان عمر و گفت‌وگوى ابن عباس و عمر ، ملاحظه كنيد . نيز بنگريد به : الاستيعاب 1 / 253 ؛ الاصابة 3 / 413 ؛ ابن كثير 8 / 120 ؛ مروج الذّهب 2 / 321 - 322 ؛ مسند احمد 1 / 177 ؛ طبرى 5 / 2768 و 2770 - 2771 ، 2787 ؛ شرح نهج البلاغهء ابن ابى الحديد 6 / 12 - 13 .